به یادم نبودی...
به یادم نبودی، به یاد تو هستم، به یادم بیاور
کنارم نماندی، کنارت نشستم، به یادم بیاور
من آن تک درختی که سر خم نکردم به هر باد و طوفان
ولی با نسیم جدایی شکستم، به یادم بیاور
رسیدم به شهری که بوی تو دارد، نبودی ببینی
من از کوچه ها با خیالت گذشتم، به یادم بیاور
تعجب ندارد اگر دستهایم پُر از عطر یاس است
که در دستهای خودت بوده دستم، به یادم بیاور
نشستم کنارت، دو انگشت بر سنگ، گفتم عزیزم؛
به یادم نبودی، به یاد تو هستم، به یادم بیاور...
حامد رفیعی
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور ۱۳۹۹ ساعت 23:41 توسط حامد رفیعی (مسافر)