برف زمستان
چه شد که برف زمستان نشست بر موهات؟
به روی جاده ی چالوس وارِ ابروهات
غروب بی تو رسیده، نمی رسی دیگر
هنوز خانه پُر از عطرِ نابِ شب بوهات
همیشه بیشتر از قابِ عکسِ زیبایت
تو را به یاد من آورده اند، داروهات
خیال میکنم امشب شبیه کودکی ام
به خواب می روم آرام، بین بازوهات
به خوابم آمدی و گفتی؛ آی کودکِ من
چه شد که برف زمستان نشست بر موهات؟...
حامد رفیعی

+ نوشته شده در جمعه پنجم دی ۱۳۹۹ ساعت 9:33 توسط حامد رفیعی (مسافر)